الشيخ رسول جعفريان

223

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

حال به نمونه‌اى ديگرى از اين موضوع بنگريد : كان شمر يصلّى معنا ثم يقول : اللهم إنك تعلم أنى شريف فاغفر لي . قلت : كيف يغفر الله لك و قد أعنت على قتل ابن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم . قال : و يحك فكيف نصنع ، إن هؤلاء أمرونا بأمر فلم نخالفهم ، و لو خالفناهم كنّا شرا من هذه الحمر السقاة . قلت : إن هذا لعذر قبيح فانّما الطاعة فى المعروف . ابى اسحاق مىگويد : شمر بن ذى الجوشن ابتدا با ما نماز مىخواند ، پس از نماز دستهاى خود را بلند مىكرد و گفت : خدايا تو مىدانى كه من مردى شريف هستم ، مرا مورد بخشش قرار ده . من به دو گفتم چگونه خداوند تو را ببخشد ، در حالى كه در قتل فرزند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله معاونت كرده‌اى ؟ شمر گفت : « ما چه كرديم ؟ امراى ما به ما دستور دادند كه چنين كنيم . ما نيز نمىبايست با آنها مخالفت كنيم . چرا كه اگر مخالفت مىكرديم ، از الاغهاى آبكش بدتر بوديم . من به او گفتم : اين عذر زشتى است . اطاعت تنها در كارهاى درست و معروف است . « 1 » ابن زياد هم ، پس از دستگيرى مسلم بن عقيل به او گفت : « يا شاق ! خرجت على إمامك و شققت عصا المسلمين » « 2 » اى عصيانگر ! بر امام خود خروج كرده و اتحاد مسلمين را از بين بردى . البتّه مسلم كه تسليم چنين انحرافى نبود ، به حق پاسخ داد كه معاويه خلافت را به اجماع امّت به دست نياورده ، بلكه با حيله‌گرى عليه وصىّ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، غلبه يافته و خلافت را غصب كرده است . نمايندگان عمرو بن سعيد بن عاص ، حاكم مكّه ، در زمان خروج امام حسين عليه السّلام از مكّه خارج مىشد ، گفتند : « أ لا تتقى الله تخرج عن الجماعة و تفرّق بين هذه الأمّة » ، « 3 » آيا از خدا نمىترسى كه از جماعت مسلمين خارج شده و تفرقه بين امّت ايجاد مىكنى ؟ عمرو بن حجاج ، يكى از فرماندهان ابن زياد ، با افتخار مىگفت : ما ، طاعت از

--> ( 1 ) . لسان الميزان ، ج 3 ، ص 151 ( چاپ جديد : ج 3 ، ص 504 ) ؛ در ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ( ص 197 ) عبارت چنين است : كان شمر بن ذى الجوشن الضبابى لا يكاد اولا يحضر الصلاة معنا ، فيجيء بعد الصلاة فيصلّى ثم يقول : اللهم اغفر لى ، فانّى كريم لم تلدين اللئام . قال : فقلت له : انك لسيّئ الرأى يوم تسارع الى قتل ابن بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم . قال : دعنا منك يا أبا اسحاق فلو كنا كما تقول و اصحابك كنّا شرّا من الحمير السقّاءات . ( 2 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 98 ( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 289 ؛ همين تبليغات بود كه بسيارى از مردم ، بخصوص مردم شام ، امام حسين عليه السّلام را خارجى ( خروج بر امام ) دانسته و تكفير مىكردند .